| X | ||
مجله اینترنتی دنیا و شیمی
پايگاه اينترنتي فناوري نانو روز دوشنبه در گزارشي اعلام كرد، اگر غدد لنفاوي حاوي سلولهاي سرطاني متاستاتيك باشد، نانوذرات آهن در آنها جمع مي شوند، پس ميتوانند در تشخيص گسترش متاستاز سرطان پروستات مفيد باشند.
بر اساس اين گزارش، در اين مطالعه اكسيد آهن با روكش دكستران براي ۹مريض با تومور كليه ، تجويز و ثابت شد كه اين ذرات به طور مشخص توانايي شناسايي متاستازهاي غدد لنفاوي و تفكيك آنها از ضايعات خوش خيم را با MRI دارند.
اين اطلاعات با استفاده از روشهاي قديمي تشخيص امراض بافتي تاييد شده است . بر اساس اين گزارش ، ادامه تحقيقات، محققان را به اين نتيجه رساند كه استفاده از نانوذرات اكسيد آهن به عنوان يك روش غير تهاجمي براي شناخت بيماريهاي متاستاتيك، نيازمند كارآزماييهاي باليني بزرگ تري در آينده خواهد بود.
منبع : ایرنا
قانون اول ترموديناميك را اغلب قانون بقاي انرژي مي نامند.اين قانون بيان مي دارد كه در يك سيكل ترموديناميكي انتگرال سيكلي حرارت برابر با انتگرال سيكلي كار مي باشد. قانون اول متضمن مفهوم انرژي است.مفهوم بنيادي انرژي در كاربردهاي روزمره آشنا و ملموس است و يك درك عمومي از كلمه انرژي وجود دارد. از نقطه نظر ماكروسكوپيك تنها به صورتي از انرژي توجه داريم كه به شكل حرارت منتقل مي شود. در حاليكه در ترموديناميك آماري, ديدگاه ما راجع به خواص ماكروسكوپيك تنها يك ارزيابي آماري از خواص ميكروسكوپيك هستند. "قوانين ترموديناميك را مي شود به آساني از اصول مكانيك آماري بدست آورد و آنها در واقع بيان ناقصي از همين اصول اند... در موارد ساده شده ايده آل مي توان از پس محاسبات پيچيده اصول مكانيك آماري برآمد و به قانوني با صحت اساساً نامحدود رسيد.بنابراين به نظر مي رسد مفهوم بنيادي انرژي يك تحليل نوعاً آماري در رفتار مكانيكي مجموعه بسيار بزرگي از اتمهاست. " براي تشريح كامل رفتار سيستم از ديدگاه ميكروسكوپيك لزوما با حد اقل 20^10×6 معادله سر وكار خواهيم داشت. حتي با يك كامپيوتر بزرگ نيز انجام چنين محاسباتي كاملا خستگي آور و نااميد كننده است. با اين وجود دو روش براي كاهش تعداد معادلات و متغيرها تا حد پذيرفتني وجود دارد...يكي از اين راهها روش آماري است كه بر اساس نظريه هاي آمار و احتمال مقادير متوسط را براي همه ذرات سيستم در نظر مي گيريم ... راه حل دوم براي كاهش تعداد متغيرها ديدگاههاي ماكروسكوپيك ترموديناميك كلاسيك ميباشد همانگونه كه از كلمه ماكروسكوپيك استنباط مي شود اثرات كلي تعدادي مولكول را مورد توجه قرار مي دهيم. چون ما مرتباً ازعبارت انرژي استفاده ميكنيم و آن را به پديده هايي كه مي بينيم نسبت مي دهيم كلمه انرژي مفهومي خاص در ذهن ما يافته است و وسيله اي موثر براي بيان افكار و ايجاد رابطه شده است. انرژي از مفاهيم مجردي است كه انسان براي برخي مشاهدات خود آن را ابداع كرده است. زماني كه از انرژي صحبت مي كنيم يك ادراك كلي را در نظر داريم كه مستقل از تحليلهاي آماري است. به بيان ديگر ديدگاه ما نسبت به انرژي به گونه كاملا محرزي مستقل از اين مساله است كه تعبير ماكروسكوپيك آن, بواسطه كاربرد آمار در رفتار تعدادي مولكول بدست آمده است. در ترموديناميك كلاسيك براي اينكه نشان داده شود انرژي يك خاصيت ترموديناميكي است به نوعي با مفاهيم عاري از معاني ملموس روبرو هستيم. بدين معني كه Q, Wو , Eتحت قواعد رياضي و جبري قرار مي گيرد و از آن نتايجي عام و كلي استحصال مي شود. گويي كه مي شد همين اعمال رياضي را روي, Y,X Z انجام داد.
در ترموديناميك, كار وحرارت تحت عنوان انرژي در حال گذار از مرزسيستم تعريف مي شود. با اين وصف مفهوم انرژي بايد يك اصل موضوعه و به طور ضمني تعريف شده باشد." تعريف صريح همه اصطلاحات فني يك مبحث همان قدر غير ممكن است كه اثبات كليه احكام آن, زيرا كه يك اصطلاح فني را بايد به كمك ساير اصطلاحات فني تعريف كرد و اين اصطلاحات را توسط اصطلاحات ديگر و قس عليهذا, به منظور رفع اين مشكل و براي احتراز از دوري بودن در تعريف اصطلاح x به كمك اصطلاح y , و سپس تعريف اصطلاح y به كمك اصطلاح x , مجبوريم كه در مقدمه مبحث مورد نظر, مجموعه اي ازاصطلاحات اوليه يا اساسي را در نظر بگيريم و معاني آنها را مورد پرسش قرار ندهيم. تمام اصطلاحات فني ديگر مبحث را مآلاً بايد به كمك اين اصطلاحات اوليه تعريف كرد. از اين روبراي پرهيز از دوري بودن, تعريف انرژي بايد مستقل از كار وحرارت باشد ويا بالعكس. يا اينكه انرژي يك اصل موضوعه قلمداد شود و هيچ تعريفي هم براي آن ارائه نگردد..... ادامه دارد
منبع : سایت هوپا
دانشمندان با استفاده از تكنيك هاي نوين شبيه سازي رايانه اي مطالعات جالبي درباره رموز مربوطه به دانه هاي سه بعدي برف انجام داده اند.
يانكو گراونر از رياضيدانان دانشگاه كاليفرنيا در ديويس و از محققان اصلي اين پروژه گفت : هيچ دو دانه برفي دقيقا مشابه هم نيستند، اما مي توانند شباهت هاي زيادي به يكديگر داشته باشند. اما اين كه چرا دانه هاي برف تفاوت هاي زيادي با يكديگر ندارند همواره يك معماي چالش برانگيز بوده است. اكنون با دستيابي به فناوري ارائه مدلي براي بررسي و پردازش دانه هاي برف دانشمندان به يافتن پاسخي براي اين سوال ها اميدوار شده اند.
مدل جديد ارائه شده با در نظر گرفتن فاكتورهايي نظير دما، فشار و غلظت بخار آب مورد استفاده در تشكيل دانه هاي برف اين امكان را به آنها داد تا طيف وسيعي از دانه هاي برف طبيعي را شبيه سازي كنند.
در اين شبيه سازي ها چگونگي تشكيل دانه هاي مختلف برف ترسيم شده و دانشمندان دانش خود را درباره چگونگي تشكيل آنها در اشكالي به اين پيچيدگي گسترش داده اند، اما در سوي ديگر و در دنياي زيرساختارها، گروهي از دانشمندان هلندي با كمك يك ميكروسكوپ الكترونيكي ويژه موفق شدند نانو ساختارهاي هندسي و رنگ هاي خيره كننده بال هاي پروانه را تشريح كنند و به اين ترتيب موفق شدند راز زيبايي بال پروانه ها را كه داراي خطوط رنگي خيره كننده ، چشم هاي كاذب و اشكال هندسي است با كمك يك ميكروسكوپ الكترونيكي ويژه كشف كنند.
به گفته اين دانشمندان ، بال هاي پروانه ها از تعداد زيادي فلس هاي رنگي پوشيده شده است كه هر يك از آنها در حدود 50 در 250 ميكرون هستند. اين ساختارها را در يك تصوير مايكروسكوپي مي توان همانند پيكسل هاي دوربين هاي ديجيتال تصور كرد.
ساختار اين فلس ها كه از گونه اي به گونه ديگر تغيير مي كند در عين حال داراي تعداد زيادي ويژگي هاي كلي مشترك است. به طوري كه در هر يك از اين فلس ها يكسري شيار موازي و طولاني وجود دارد كه فاصله ميان آنها در حدود يك تا دو ميكرون است و رنگ و درخشش آنها بستگي به نوري دارد كه روي اين نانو ساختارها تابيده و جذب هريك از اين دانه هاي رنگي مي شود.
همچنين روي هر بال را دوباره دو لايه فلسي مي پوشانند. اين لايه ها كمك مي كنند كه نور با شدت بيشتري منعكس شوند و اثربخشي بيشتري داشته باشند، اما هر روز كه مي گذرد گويي بايد بيشتر نگران گرم شدن زمين باشيم.
بر اساس آخرين تحقيقات كه نتايج آن در اين هفته منتشر شد، سطح آب درياي مديترانه به سرعت در حال افزايش است و اگر روند گرم شدن هوا تغيير نكند، ظرف 50 سال آينده آب اين دريا مي تواند نيم متر ديگر بالا رود و اين امر رويدادهايي فاجعه آميز در پي خواهد داشت. اين در حالي است كه بالا آمدن آب ، حتي به ميزان جزيي ، براي نواحي ساحلي پست پيامدهايي بسيار جدي دارد.
محققان ضمن اشاره به اين كه دماي آب در آب هاي مديترانه اي اسپانيا از دهه 1970 تاكنون حدود 0.12 تا 0.50 درجه سانتيگراد افزايش يافته ، تاكيد مي كنند شايد اين افزايش به نظر اندك باشد اما بايد توجه داشت كه افزايش دماي آب حتي به ميزان جزيي ، به اين معناست كه آب مقادير بسيار زيادي حرارت جذب كرده است. آنها ضمن تاكيد بر جهاني بودن پديده گرمايش زمين ، به افزايش شوري آب مديترانه اشاره كرده و يكي از دلايل آن ، كاهش بارندگي در اين دريا مي دانند. همچنين پيش بيني مي كنند كه تا سال 2100 ، عمدتا در نتيجه انبساط آب بر اثر حرارت ، سطح درياها حداقل 18 سانتيمتر بالا خواهد آمد.